تاریخ با شکوه موسیقی سرزمین مادریمان از هزاره ی پیش تا امروز دست خوش تحولاتی بوده که بی شک هم شُکوه انگیز است و هم شِکوه انگیز .... شکوهش در این هزاره ها همچمنان پابرجاست و هنرمندانش در طول تاریخ از پس درد و رنجهای وارد آمده به هنر و هنرمند خود را حفظ کرده اند و میراثی گرانبها را بجای گذاشته اند...موسیقی در سرزمین کهن ما به روایت اوِستا کاربردهای فراوان داشته و حتی برای تیمار بیماران استفاده میشده. از گذشتگان دور هنرمندانمان جهانی بودند ... باربد - سرکش - رامتین - بامشاد - آفرین - نکیسا .... و هنرمندان بزرگ دیگری که به خلق موسیقی های گوناگون پرداختند . پس از اسلام بزرگانی چون نشیط فارسی - ابراهیم ارگانی - زریاب - ابوالعباس سرخسی - حکیم زکریای رازی - ابن خردادبه - فارابی - خوارزمی - رودکی - بوعلی سینا .... قطب الدین شیرازی و دهها اندیشمند و حکیم دیگر که در امر موسیقی کتابت کردند و آنرا ساختند و نواختند.... در دوران معاصر نیز با همه ی محدودیتها و مشقتها موسیقی وزین و تاثیر گذار ایرانی در دستگاه ها و گوشه ها و مقامهای گوناگون که ریشه ای به قدمت فرهنگ این دیار دارد خود را زنده و پایدار نگاه داشته است.

هنر در سرزمین ما که صدها سال است هنرمندانش طرد میشوند همچنان پایدار است و خود را از بلاهای عظیم رهانیده و امروز با حرکت متاخر حکیم و فاضل گرانقدر استاد حسین علیزاده که نامش یکی از نامهای جاوید تاریخ هنر این سرزمین همیشه جاوید است بار دیگر حکایت انسانهایی را با خود نجوا کرد که حکیمند و حکمیانه به جهان پیرامون خود مینگرند... به شادیها و غم هایش می اندیشند و شادی و غمشان همچون وسعت پهناور روحشان عظیم است... غمشان غم تاریخ است ، غم میل به بی هویتی ما در گذر تاریخ. غم معابد فرهنگی ما که خاک میخورند و از چشم جهانیان دور مانده اند... غم او غم نان شب خود نیست که اگر بخواهد و اگر میخواست با هنرش چه کاسبیها که نمیکرد و او ذاتاً کاسب نبود و نیست... علیزاده هنرمندی است که نشان شوالیه را نگرفت تا بار دیگر ثابت کند مردی که نی نوا - ترکمن - شور انگیز - راز و نیاز - صبحگاهی - هجرانی - سلانه - زمستان است - ساز خاموش ..... را میسازد همچنان غمش غم مردان بزرگ ما در دلشدگان است .او را میستایم به حرمت هنرش که هنر بال پرواز انسان است و مکمل بال اندیشه . به قداست موسیقیش و نجوای ساز و زبان آهنگین آثارش که درس صرف و نحو است برای بهتر زیستن....

با احترام به مردی که همه چیز را یکجا داشت و به قول حسین پناهی بزرگ گویی اگر نمیبود جهانی در ظلمات فرو میرفت و چه گویم که او در نامه سرگشاده اش در عدم پذیرش نشان شوالیه فرموده است که:

ضمن تبریک به تمام بزرگان ایران و جهان که نشان با ارزش شوالیه را دریافت کرده‌اند، خود را بی‌نیاز از دریافت هر نشانی دانسته، همچنان اندر خم کوی دوست و به شوق عشق تا آخر عمر خواهم ایستاد. با سپاس از تمام مردم هنردوست ایران و جهان.

و امروز این فاضل ربانی از سمت دبیری شورای عالی خانه موسیقی استعفا داد و همچنان اندک بارقه های امید و روشنایی حوزه ی فرهنگ ما میل به سیاهی میکنند و کارنامه دولت اعتدال و امید و خصوصا فرهنگ و ارشاد اسلامی کم فروغ تر میگردد تا بدانند مسولان اجرایی در کشور که اعتدال و امید به معنای پیروی از عقلانیت صرف در پیشبرد اهداف متعالی و نیز حفاظت از مواریثیست که هرگونه بی توجهی و یا کم توجهی به آنها و نتایج منفی برآمده از آن به گردن آنهاست.

داریوش نصیری مهر