دلم گرفته بود که از خانه بیرون آمدم

هی آقای پلیس !

که در شعرهای کودکی‌ام
مرد مهربانی بودی
تا مرا به آغوش مادرم برسانی
دلم گرفته بود که از خانه بیرون آمدم
و نمی‌دانستم
طبق تبصره‌های تازه‌ی قانون
وقتی که دلم می‌گیرد
باید کدام روسری‌ام را بپوشم

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

!!!!!!!!

ذهن مردم با ظاهرشون خیلی فرق داره.


برای کشف ذهنیات مردم به خودت زحمت نده ،

بهترین کسانت را از دست میدهیــــــ...

ذهن مردم با ظاهرشون خیلی فرق داره.


دود از سر نداری هایت بلند می کنند

جیب خالی ات که از پارو بالا برود
از چشم بازار می افتی..
این قیمت ها فقط
دود از سر نداری هایت بلند می کنند..
آنقدر که
دوست داری
انکار شوی از مرد بودن
وقتی می دانی
مرد ِ دست خالی به خانه رفتن نیستی..،
...
بالا میاوری خودت را روی قرض ها
چرتکه می اندازی بدهکاری هایت را
حال هیچ کجای نوروز را نداری
در خودت کنار می آیی
که مرد خطاب نشوی..

خسته ای
از شمارش معکوس سر رسید ها
خسته از مفهوم دید و باز دید ها
خسته از یک سفره لکنت گرفته..،
آری..!
حق داری که
ماتم می شوی خودت را که دیگر
جان خونگرم بودن نداری.. برای پذیرایی از میهمانی
که روزی حبیب خدا بود..

h.h

هنگامي گرگ را می شناسیم كه دریده شده ایم...

هوا خیلی غبار آلود است!... گرگ را از سگ نمی توان تشخیص داد!...

هنگامي گرگ را می شناسیم كه دریده شده ایم...

آلبرت انیشتین/قضاوتـ

اگر این موجود( خدا) قادر مطلق است، پس هر رویداد و واقعه ای همراه با هر عمل و هر تفکرو احساس و اشتیاق، همه انسانها هم عملکرد او است . چگونه تا زمانی که قدرتی چنین عظیم و توانا وجود دارد، میتوان انسانها را مسئول اعمال خودشان دانست؟ بدون شک روز دادن عذاب و پاداش او باید مقداری از وقت را هم صرف قضاوت از خودش کند.

تو ادم بزرگا پیدا میشه؟

مشتی گندم به او قرض بده !!

برای اینکه کسی را بشناسی
 قبل از اینکه سیلوی خودت را به او ببخشی
مشتی گندم به او قرض بده !!

هیچ چیز تغییر نکرده است


هیچ چیز تغییر نکرده است
فقط تعداد آدم ها بیشتر شده است،
در کنار گناه های قدیم، گناه هایی جدید ظهور کرده است،
واقعی، موهومی، موقتی،...
اما فریادی که بدن به آن پاسخ می دهد،
به استناد معیار قدیم و آوای کلام ...
فریاد معصومیت بوده
و هست
و خواهد بود...

    .....

 این ‌روزها بدجور بی ‌رَحم اند  این‌ "هیچ‌کس"‌هایی که دردت را نمی‌فهند!

ممنوعیت

حضرت «آدم» یک بشر بود و بس. او سیب را نه

بخاطر سیب‌ بودنش، بلکه بخاطر ممنوعیتش 

می‌خواست.

سيگار و دعا

http://s2.picofile.com/file/7668135478/cigarette.jpg


در بازگشت از كليسا، جك از دوستش ماكس مي پرسد:
«فكر مي كني آيا مي شود هنگام دعا كردن سيگار كشيد؟»
ماكس جواب مي دهد:
«چرا از كشيش نمي پرسي؟»
جك نزد كشيش مي رود و مي پرسد:
«جناب كشيش، مي توانم وقتي در حال دعا كردن هستم، سيگار بكشم.»
كشيش پاسخ مي دهد:
«نه، پسرم، نمي شود. اين بي ادبي به مذهب است.»
جك نتيجه را براي دوستش ماكس بازگو مي كند.
ماكس مي گويد:
«تعجبي نداره. تو سئوال را درست مطرح نكردي. بگذار من بپرسم.»
ماكس نزد كشيش مي رود و مي پرسد:
«آيا وقتي در حال سيگار كشيدنم ، مي توانم دعا كنم ؟»
كشيش مشتاقانه پاسخ مي دهد:


ادامه نوشته

اینجا...، همه چیز آرام است

http://s1.picofile.com/file/7666799137/379717_425874684156217_933516880_n.jpg


دیگر خبری از تـ ـورم نیست !

من شعرهایم را می فروشم

دخترک هفت ساله

گل هایش را می فروشد ...

آن مرد چهل ساله، کلیه اش را

و زیباتر از همه

آن زن سی ساله، اندامش را ...

اینجا...، همه چیز آرام است

راحت بخوابید ...!!!


جرأت کنید زشت باشید!

جرأت کنید راست و حقیقی باشید.

جرأت کنید زشت باشید!

 اگر موسیقی بد را دوست دارید، رک و راست بگویید.

 خود را همان که هستید نشان بدهید.

 این بزک تهوع انگیز دوروئی و دو پهلویی را

از چهره روح خود بزدایید،

با آب فراوان بشوئید!


ژان کریستف /رومن رولان