....

دنيا عجب آدم هايي دارد...

آنهايي كه سكوتت را...

در برابر ضعف ادبشان....

به پاي نفهميت ميگذارند...

نه بزرگواريت....

 


آدم بایــد یــه “ تــو ” داشتــه باشـه ،

 کــه هــر وقــت از همــه چیــز خستــه و نــا امیــد شــد ،

 بــهش بــگه :

 مهــم اینــه کــه تـــو هستــی ،

 گــور بـــابـــای دنیـــا

تا کی؟

آدمــها کنــارت هستند . .

تا کـــی؟

تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارند !

از پیشــت میروند یک روز . .

کدام روز ؟

وقتی کســی جایت آمد !

دوستــت دارند . .

تا چه موقع ؟                      

تا موقعی که کسی دیگر را برای دوســت داشـتن پیــدا کنـند !

میگویــند عاشــقت هســتند برای همیشه !

نه . . . !

فقط تا وقتی که نوبت بــــــازی با تو تمام شود. .

و این است بازی باهــم بودن . .

تا حالا دقت کردین؟؟؟

حموم, عابر بانک, طنز های خنده دار

تا حالا دقت کردین اگه بخوای ۱۰ تومن از عابر بانک بگیری ، ۶۰ نفر تو صف با حقارت نگات میکنن !!!
حالا روزی که ۲۰۰ تومن میگیری ، تا نیم مایلی خر هم پر نمیزنه !
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠تا حالا دقت کردید♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
تا حالا دقت کردین که قیمت بیسکوییت رنگارنگ همون ۱۰۰ تومان مونده ؟!؟
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠تا حالا دقت کردید♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
تا حالا دقت کردین هربار یه چیزی رو یه جای مطمئن قایم میکنیم، یادمون میره اون جای مطمئن کجا بوده
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠تا حالا دقت کردید♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
تا حالا دقت کردین وقتی مردم می خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره !!
می کنن ولی وقتی می خوان بپرسن دستشوییی کجاست به پشتشون اشاره نمی کنن ؟!
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠تا حالا دقت کردید♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
تا حالا دقت کردین تو فیلما آدم بده وقتی می خواد آدم خوبه رو بکشه کلت تو دستشه و انگشتش رو ماشه نیم ساعت از نقشه های شومش تعریف میکنه . . .
دقیقا وقتی می خواد ماشه رو فشار بده یکی از راه می رسه از پشت سر یه گلوله می زنه پشت سرش

♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠تا حالا دقت کردید♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠

تا حالا دقت کردین یه روزایی هست که یهو قصد می کنی اتاقتو مرتب کنی . . .
همه ی وسایلتو که می ریزی بیرون تازه میفهمی چه غلطی کردی !!
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠تا حالا دقت کردید♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
تا حالا دقت کردین همه به چراغ راهنمایی میگن چراغ قرمز !!
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠تا حالا دقت کردید♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
تا حالا دقت کردین تو کل کل‌های ایرانی‌ ها ، همیشه همه برای خودشون متاسفند !؟
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠تا حالا دقت کردید♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
تا حالا دقت کردین دقیقا هموون روزی که میخاین برین بیرون یا درس دارین تمام کانالا توپ ترین فیلم های سالو میزاره !!
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠تا حالا دقت کردید♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
تاحالا دقت کردین وقتی واسه یه چیزی یا کاری لحظه شماری میکنید چقدر زمان دیر میگذره !
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠تا حالا دقت کردید♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
تا حالا دقت کردین وقتی زیادی به یه چیزی دقت میکنین . . .
هیچ اتفاق خاصی نمیفته !!
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠تا حالا دقت کردید♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
تاحالا دقت کردین وقتی میری سر قرار دوستش از خود طرف خوشگلتره ؟!
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠تا حالا دقت کردید♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
تا حالا دقت کردین موقعی که یه ماشین خارجی مدل بالا میبینین تو کوچه پارکه میرین داخلشو نیگا میکنین
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠تا حالا دقت کردید♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
تا حالا دقت کردین قبلاً هر چی موبایل کوچکتر بود با کلاس تر بود ، الان هر چی بزرگتر باشه !
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠تا حالا دقت کردید♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
تا حالا دقت کردین وقتی یکی بهت میگه : « اگه یه سوال ازت بپرسم راستشو بهم میگی ؟ » نگران می شی ، یاد تمام دروغا و کارای بدی که انجام دادی میفتی ؟!
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠تا حالا دقت کردید♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
تا حالا دقت کردین هروقت یه خواب خوب میبینی صب پاشی یادت نمیاد ! اما کافیه یه خواب ناجور ببینی ، تا شیش ماه تو مخته !!
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠تا حالا دقت کردید♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
تا حالا دقت کردین موقه درس خوندن هیچی مث بازی با موبایل حال نمیده !!
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠تا حالا دقت کردید♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
تا حالا دقت کردین اینایی که میرن کلاس گیتار ، بدون استثنا اولین آهنگی که یاد میگیرن
آهنگ خز شده و ضایعِ “ اگه یه روز بری سفر ” میباشد !
پ.ن : از اساتید محترم خواهشمندیم یکم تنوع به خرج بدید !
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠تا حالا دقت کردید♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
تا حالا دقت کردین تو همه فیلما ادم پولدارا یا سرطان دارن یا بد بخت بی چاره و تنهان !؟
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠تا حالا دقت کردید♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
دقت کردین بیشتر مواقع احساس می کنیم گوشیمون زنگ خورده ! بعد که نگاه میکنیم میبینیم یه توهم ویبره ای بیش نبوده ؟
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠تا حالا دقت کردید♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
تا حالا دقت کردین تعداد خواننده های ایران ، از شنونده ها داره بیشتر میشه ؟
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠تا حالا دقت کردید♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
تا حالا دقت کردین شعور اگه خریدنیم بود بعضیا از کنارش رد میشدند ! بازم نمی خریدند ؟
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠تا حالا دقت کردید♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
تا حالا دقت کردین تو فیلما وقتی پلیسه دنبال مجرمه س یا مجرمه دنبال پلیسه همیشه میگه : من اونو میخوام . . . زنده !
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠تا حالا دقت کردید♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
تا حالا دقت کردین تو این فیلما که نشون میدن هر کی می افته تو آب اصلا شنا بلد نیست ولی اون که بیرن واستاده در حد یه غریق نجات کامله !
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠تا حالا دقت کردید♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
تا حالا دقت کردین همیشه وقتی حوله رو تو حموم میخوای برداری یکی از لباسات میفته رو زمین خیس میشه ؟!
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠تا حالا دقت کردید♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
تا حالا دقت کردین دو ساعت درس میخونی ساعتو نگاه میکنی میبینی نیم ساعت گذشته !
نیم ساعت میای پای کامپیوتر ساعتو نگاه میکنی میبینی دو ساعت گذشته ؟!
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠تا حالا دقت کردید♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
تا حالا دقت کردین وقتی تو  زندگیتون یه روزنه ی امید پیدا میشه سریع یه پترس فداکار پیدا میشه که دستشو بکنه توش ؟
♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠تا حالا دقت کردید♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠♠
تا حالا دقت کردین وقتی موبایلتون میوفته زمین سریع برش میدارین ببینین ، چیزیش شده یا نه ولی وقتی رفیقتون می خوره زمین هرهر بهش می خندین !

واسه غزلم

زیباترین بهانه ای برای بودنمان

دخترم

روزت مبارک

سکوت موریانه

 

 نعره هیچ شیری خانه چوبی را خراب نمی کند من از سکوت موریانه می ترسم

از جنس خودمان

به درختان جنگل گفتم چرا شما با این همه عظمت از تکه آهنی به نام تبر می ترسید؟؟؟

گفتند:

رنج ما از تبر نیست...!!!

از دسته ی آن است که از جنس خودمان است!!!


لنگه های چوبی درب حیاطمان
گرچه کهنه اند و جیر جیر می کنند
ولی خوش بحالشان که لنگه ی همند.....
"زنده یاد حسین پناهی"

 

پدرم با دستانش نماز می خواند!!!!

پیشانی حاجی شهر پینه بسته ، دستان پدرم نیز همینطور !

بزرگتر که شدم تازه فهمیدم پدرم با دستانش نماز می خواند !

به یاد همه پدرها . . .

.........

باز هم .....

روحم میخواهد برود یک گوشه بنشیند پشتش را کنـــد به دنیا



پاهایش را بـغل کنــد و بلنــد بلنــد بگویـــد :



من دیگـــر بازی نمیکنم چقدر جر میزنی... .

زن بودن در این سرزمین

maryam

ڪاش گاهے مَرد بودمـ

مے شد تنہایے اَم را بہ خیاباטּ ببرمـ

سیگار روشـטּ ڪنمـ

و نگراטּ نگاه مغرضانہ مَردم نباشمـ

ڪاش گاهے مَرد بودمـ

مے شد شادے هایم را بہ ڪوچہ بریزمـ

با صداے بلند از تہ دل بخندم

و هیچ ماشینے براے سوار ڪردنم تُرمُز نڪند

مـטּ از زטּ بودنم در ایـטּ سرزمیـטּ

گاهے سخت گِلہ میڪنمـ ...

 

دنیای این روزای ما

آهـآی دِهـقآنِ فـَداکـآر !

تو دَر دورانی بُزُرگ شُدی کِه مَردی بــِرهنـِه شـُد ،

تـآ زَنـآن ُ کودَکـآن زندِه بــِمـآنـَند

مـَن دَر زَمـآنی نَفـَس می کِشَمـ

کـِه زَنـی بــِرهنـِه می شَوَد

تـآ خود و کودَکآنـَش اَز گُرُسنِگی نَمیرَند !

 


 

حالــت تهـــــوع دارم . . .


ایــن حالـت تهـــوع لعنتـــی بــا هــوای آزاد و قـــرص درســت نمی شــود


علاجـــش



فقـط بـالا آوردن فحش هـایی است کـه بـه دیگــران بدهکـــارم !

 

 

در خانه پدری

 در خانه ي مادري

   كنترل

  تنها دست پدر بود

 كه حيات وحش را دوست داشت

            اما

  پسرانش را رام بار مي آورد

 ودختران قبل از پخش اخبار

 باید در خانه جمع مي شدند 

از شبي كه كنترل از دستش افتاد

   كسي دلش نیامد

 تلويزيون را روشن كند و

 اخبار را سر وقت به منزل بیاورد...

.....................

می فهمی چه شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جهان سوم

جهان سوم جایی است که اگر یک زن به شوهرش خیانت کند

سنگسارش می کنند

اما اگر یک مرد به زنش خیانت کند

به زن می گویند به شوهرت بیشتر برس


آهای ایوب کجایی ؟؟؟   ...   بیا تا از ببینیم تو صبورتری یا ما؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مشتی جوانی

    آرام مرا بوسيد

چروك هاي صورتش دلم را چنگ ميزد

خوب مي دانم پدر

اين چروك ها از كهولت نيست

مشتي جوانيست كه لاي انگشت هاي زمان مچاله شده

***

نوزاد




امروز زانو زدم و گوش نوزادی که مرده به دنیا آمده بود

گفتم: آرام بخواب ... هیچ چیز را از دست نداده ایی ... !

بنی آدم

آب های جهان بوی نفت می دهد

نفت بوی دلار

دلار بوی خون

خون بوی ایدز

ایدز بوی حقارت آدم های یک بار مصرف تن فروش

باید مواظب بود

بنی آدم اعضای خود را می فروشند

دخترک

دخترک برگشت چه بزرگ شده بود

پرسیدم پس کبریت هایت کو؟

پوزخندی زد...گونه هایش آتش بود...سرخ،زرد

گفتم می خواهم امشب با کبریت های تو این سرزمین را به آتش بکشم

دخترک نگاهی انداخت،تنم لرزید

گفت کبریت هایم را نخریدند

سالهاست تن می فروشم

می خری؟؟؟؟؟؟؟؟

تفاوت عشق و ازدواج (چرا ما ادما اینجوری هستیم؟)

یک روز پدر بزرگم برام یه کتاب دست نویس آورد، کتابی که بسیار گرون قیمت بود، و با ارزش، وقتی به من داد، تاکید کرد که این کتاب مال توئه مال خود خودته، و من از تعجب شاخ در آورده بودم که چرا باید چنین هدیه با ارزشی رو بی هیچ مناسبتی به من بدهد، من اون کتاب رو گرفتم و یه جایی پنهونش کردم، چند روز بعدش به من گفت کتابت رو خوندی؟ گفتم نه، وقتی ازم پرسید چرا؟ گفتم گذاشتم سر فرصت بخونمش، لبخندی زد و رفت،

همون روز عصر با یک کپی از روزنامه همون زمان که تنها نشریه بود برگشت اومد خونه ما و روزنامه رو گذاشت روی میز، من داشتم نگاهی بهش می انداختم که گفت این مال من نیست امانته باید ببرمش،

به محض گفتن این حرف شروع کردم با اشتیاق تمام صفحه هاتش رو ورق زدن و سعی می کردم از هر صفحه ای حداقل یک مطلب رو بخونم.

در آخرین لحظه که پدر بزرگ می خواست از خونه بره بیرون، تقریبا به زور اون روزنامه رو کشید از دستم بیرون و رفت. فقط چند روز طول کشید که اومد پیشم و گفت ازدواج و عشق مثل اون کتاب و روزنامه می مونه.

ازدواج اطمینان برات درست می کنه که این زن یا مرد مال تو هستش مال خود خودت، اون موقع هست که فکر می کنی همیشه وقت دارم بهش محبت کنم، همیشه وقت هست که دلش رو به دست بیارم، همیشه می تونم شام دعوتش کنم اگر الان یادم رفت یک شاخه گل به عنوان هدیه بهش بدم، حتما در فرصت بعدی این کارو می کنم حتی اگر هر قدر اون آدم با ارزش باشه مثل اون کتاب نفیس و قیمتی، اما وقتی که این باور در تو نیست که این آدم مال منه، و هر لحظه فکر می کنی که خوب این که تعهدی نداره، می تونه به راحتی دل بکنه و بره، مثل یه شیء با ارزش ازش نگهداری می کنی و همیشه ولع داری که تا جایی که ممکنه ازش لذت ببری، شاید فردا دیگه مال من نباشه، درست مثل اون روزنامه حتی اگر هم هیچ ارزش قیمتی نداشته باشه...

 

دوست داشتن های ما

تـمام غصه ها از همان جایی آغاز می شوند که،

ترازو بر می داری می افتی به جان دوست داشتنت ...!

انـدازه مـی گـیـری !

حسـاب و کـتـاب مـی کـنـی !

مقـایـسـه مـی کـنـی !

و خدا نـکـنـد حسـاب و کـتـابـت بـرسـد

 بـه آنـجـا کـه زیـادتر دوستش داشته ای ،

کـه زیـادتـر گذشـتـه ای ،

که زیـادتـر بـخـشـیـده ای ،

به قـدر یـک ذره ،

یک ثانیه حتی !

درست از همانجاست که توقع آغاز می شود

و توقع آغاز همه ی رنج هایی است که به نام عشق می بریم...!

 

من فقط دارم سعی میکنم همرنگ جماعت شوم،

اما می شود کمی کمکم کنید!

آی جماعت.......!!!

شماها دقیقا چه رنگی هستید؟

 

داستانک

پسر گرسنه اش است ، شتابان به طرف یخچال می رود
در یخچال را باز می کند
عرق شرم بر پیشانی پدر می نشیند
پسرک این را می داند
دست می برد بطری آب را بر می دارد
کمی آب در لیوان می ریزد
صدایش را بلند می کند ، " چقدر تشنه بودم " ولی پدر این را می داند پسر کوچولو اش چقدر بزرگ شده است!

دوست داشتن واقعی خدا

مردی در خواب فرشته ای را دید که در یک دستش آتش و در دست دیگرش سطل آبی دارد و در جادهای تاریک  و روشن قدم میزند.

مرد به سمت فرشته رفت و از او پرسید: با آتش و آب چکار میخواهی بکنی؟

فرشته به او گفت : میخواهم با آتش بهشت را بسوزانم و با سطل آب جهنم را خاموش کنم وآنوقت ببینم چه کسی واقعا خدا را دوست دارد؟



این دوستی ها

 . خدایا ….

اندکی نفهمی عطا کن

که راحت زندگی کنیم …

مُردیم از بس فهمیدیم

و به روی خودمون نیاوردیم ….

 

آری باید هم چنین باشد ..!!

عادت به مسواک زدن

دندان را سپید میکند

و تکرار هر شب خاطرات

موهایت را .!!!

 

† . گذشت آن زمانی که فاصله معنی نداشت

آن زمانی که احساس اهمیت داشت …

در این زمــــــــــــــــــانه

حتی یک قدم هم فاصله بگیری

جایت را با دیگری پُر میکنند

احساس … سیری چند۰۰۰۰۰۰۰۰

 

. به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج میشد

به من گفت:

نرو که بن بسته

گوش نکردم و رفتم ..

وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم …

پیر شده بودم و جوانی دگر در جلو رویم ..!!!

 

دست پدر

دست همیشه به معنای آغوش نیست !
گاهی فقط امنیت است . . .
فقط مثل «دست پـــــــــــدر » !!!

*به سلامتی اون پدری که شادیشو با زن و بچش تقسیم میکنه اما غصه شو با سیگار و دود سیگارش .
*به سلامتی پدری که کف تموم شهرو جارو میزنه که زن و بچش کف خونه کسی رو جارو نزنن .
*به سلامتیه پدری که هربار عصبانیش میکنیم میگه این دفعه ، آخرین باریه که می بخشمت !
*به سلامتی پدری که نمی توانم را در چشمانش زیاد دیدیم ولی از زبانش هرگز نشنیدم .
*به سلامتی پدری که طعم پدر داشتن رو نچشید ، اما واسه خیلی ها پدری کرد .
*سفیدی رویم را در ازای سپیدی مویت نمی خواستم پدرم .
*پدرم تنها کسی بودکه باعث شد بدون شک بفهمم فرشته ها هم میتوانند مرد باشند ! به سلامتی هرچی پدره !
*به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش ، اما بچه ش بعضی وقتا خجالت میکشه به دوستاش بگه این پدرمه !

پدر و مادر تنها کسانی هستن که وقتی دیگه نداریمشون قدرشون رو میدونیم…




حالا که نیستی

نه کسی هست

برای آرامشم دعا کند

نه پرنده ای آمده

این اطراف

کو کو کند

نه دستی هست

که مرا به زندگی زنجیر کند...

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم
دومین روز بارانی چطور؟پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود
و سومین روز چطور؟گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد. وچند روز پیش را چطور؟به خاطر داری؟که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم...فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو..
دکتر علی شریعتی
__________________

توضیحی ندارم

دیــری نَخـواهـد گُـذشتــ حــیوانــاتــ بـَـرای کــوچَکــ شِمــُردنــِ یگـدیکــر

بـِــه هـَـم  بِگــوینـَـد انســـان

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد.
 
 

 
گآهــﮯ خیآلـ میکـُنَم روی دَستــِ خـــــــــدامآنده اَم
خَسته اش کرَده اَم خودَش هَم نمیداند بآ مَن چه کُند. . !
 
 

 
من رقص دختران هندي را بيشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از روي عشق وعلاقه مي رقصند ولي پدر و مادرم از روي عادت نماز مي خوانند .


«دکتر علي شريعتي»

فاصله

 

در سرزمینی زندگی میکنم

..... که مردمانش همه شکایت دارند از تــــنـــــهـــــایــــــی

ولی نمیدانم؟

پس:

دلیل این فاصله ها در چیست؟؟؟!!!



تقـ ـاص

بـ ـوی گـ ـند خیـ ـانتــ تمـ ـام شهـ ـر را گـ ـرفتـ ـه!
مردهـ ـای چشـ ـم چـ ـران
زن هـ ـای خائـ ـن
دختـ ـرهای شــ ــهـ ـوتــ ــی
و پسـ ـرهـ ـای شــ ــهـ ـوتــ ـی تـ ـر!
... پس چه شد ...؟
چیـ ـدن یـ ـکــــ سیبــــ ـ و این همه تقـــاص ؟
بیچـ ـاره آدمـــــــــ ... بیــ ـچاره آدمیتـــــــ ! ...

سعدی

كجایی سعدى....ان روزهاگذشت حالادیگربنى ادم ابزاریكدیگرند....